مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

599

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> آخرى آن‌ها از أولى ، املاء مرا كه با دست خط برادرم علي عليه السلام نوشته شده مىگيرد ، وآن را از همديگر تا روز قيامت ارث مىبرند ، همهء أهل زمين در غلفت وسرگردانى وحيرت وفرو رفته در باطل هستند جز آنان وشيعيان ودوستانشان ، در هيچ يك از أمور ديني به احدى از أمت احتياج ندارند ، ولكن أمت به آنان احتياج دارد . اينان كساني هستند كه مقصود خداوند در قرآنند ، خداوند طاعت آنان را همتاى طاعت خود ورسول اللَّه كرده وفرموده : « أطيعوا اللَّهَ وأطيعوا الرّسول وأُولي الأمرِ منكُم » أطاعت كنيد خدا وأطاعت كنيد پيامبر وصاحب امرتان را . » معاوية رو به حسن وحسين عليهما السلام وابن عباس وفضل بن عباس وعمر بن أبي سلمه وأسامة بن زيد كرد وگفت : همه آنچه را كه پسر جعفر مىگويد تصديق مىكنيد ؟ گفتند : آرى . سپس معاوية گفت : اى پسران عبد المطلب ! اگر راست وحق باشد شما امر بزرگى را ادعا مىكنيد ، وبا استدلالات محكم استدلال مىنماييد . شما مطلبي را در نظر داريد كه آن را مخفى نگه‌داشتيد ومردم از آن مطالب در غلفت وكورى هستند ، اگر چنانچه آنچه كه شما مىگوييد حق وراست باشد ، همه أمت جز شما أهل بيت هلاك شده واز دينشان برگشته وعهد وپيمان پيامبرشان را رها كرده‌اند ، وكسى كه به اين گفتار شما عقيده‌مند باشد كم است ! گفتم : اى معاوية ! خداوند تبارك وتعالى مىفرمايد : « وقليلٌ من عبادي الشّكور » ، يعنى : « بندگان شكرگزار من ( خدا ) كم اند . » ومىفرمايد : « وما أكثر النّاس ولو حرصتَ بمُؤمنين » ، يعنى : « بيشتر مردم ايمان نمىآورند اگر چه تو طمع آن را دارى ! » ومىفرمايد : « إلّاالّذينَ آمَنُوا وعملُوا الصّالحاتِ وقليلٌ ما هُم » ، يعنى : « مگر كساني كه ايمان آوردند وعمل صالح كردند وآنان كم اند . » ودر بارهء نوح مىفرمايد : « وما آمَنَ معهُ إلّاقَليل » ، يعنى : « ايمان نياوردند با أو مگر عدهء كمي . » . . . اى معاوية ! مؤمنان در ميان مردم كم اند . امر بني إسرائيل عجيب‌تر است آن‌جا كه ساحران به فرعون گفتند : « آنچه مىخواهى حكم كن ، تو در بارهء اين زندگى دنيا حكم مىكنى ، ما به پروردگار جهانيان ايمان آورديم . » آنان به موسى ايمان آوردند واورا تصديق كرده واز أو پيروى كردند . بعد موسى ، آن ساحران را با كساني كه از بني إسرائيل از أو پيروى كرده بودند همراه خود برد ودريا را برايشان قطع كرد وعجايب وشگفتىها را به آنان نشان داد . آنان ، موسى وتورات را تصديق كرده ودين اورا اقرار مىكردند . بعد آنان مرور كردند از قومي كه بت‌ها را مىپرستيدند ، آن‌ها به موسى گفتند : « يا موسى اجعل لنا إلهاً كما لهُم آلهة » ، يعنى : « اى موسى ! براي ما نيز خدايانى قرار بده همان‌طور كه آنان خدايانى دارند . » سپس گوساله را گرفتند وهمه‌شان ، جز هارون واهل‌بيتش در مقابل گوساله تسليم شده وبه آن تعظيم كردند . سامرى به آنان گفت : « هذا إلهكُم وإله موسى » ، يعنى : « همين خداى شما وخداى موسى است . » بعد موسى به آنان گفت : « ادخلوا الأرْضَ المُقدّسةَ التي كَتَبَ اللَّهُ لكم » ، يعنى : « داخل شويد به زمين مقدسي كه خداوند براي شما نوشته ومعين كرده است . » از جمله جواب‌هايى كه به موسى دادند همان است كه خداوند در قرآن حكايت مىكند : « إنّ فيها قوماً جبّارينَ وإنّا لن ندخلها حتى يخرجُوا منها فإن يخرُجوا منها فإنّا داخلون ، قال موسى ربِّ إنِّي لا أملكُ إلّانفسي وأخي فافرق بيننا وبين القوم الفاسقين » ، يعنى : ( در جواب موسى گفتند ) :